ماصابر دردهای خویشیم( امیر حسین مقدم )
شعری از شاعر
کاشکی میشد برای تو غزلسازی کنم دلبری از نوع ناب ناب شیرازی کنم
کاشکی هر روز هنگام طلوع آفتابلحظه بیداریم را با لبت بازی کنم
خیره در چشمان زیبای تو کاشزیرلب باشعرهایم خوش آوازی کنم
چنگ گیسوهای تو ای کاش تا ، تارم شودادعای پنجه استاد "شهنازی" کنم
کاشکی تا لایق اسرار پنهانت شومافتخار همدلی دعوی همرازی کنم
میشد از تقلید چشمان خمارو مست تواندکی هم من برایت ناز و طنازی کنم
ازکنار شیخ سعدی تا جوار حافظمجرعه جرعه می درون ساغراندازی کنم
u202b امیرحسین مقدمu202c
برچسب ها : ماصابر دردهای خویشیم( امیر حسین مقدم ),L
برچسب:
نویسنده: نوید حسینپور
تاريخ: جمعه
2 مهر
1395 ساعت: 17:15